روى گونسالس دو كلاويخو ( مترجم : مسعود رجب نيا )
60
سفرنامه كلاويخو ( فارسى )
يكى از پهلوانان فرقهء سن ژان نزديك كليسياى سن كاترين ، جا دهند . روز يكشنبهء پنجم اوت بود كه به آن خانه فرود آمديم و در آنجا بوديم تا پنجشنبهء سىام اوت . اما در تمام طول اين مدت نتوانستيم هيچ خبر قطعى بدست آوريم . جزئيات وقايع را از دهان شخصى شنيديم كه از ناوگانى باز گشته بود كه اينك در كرانهء سوريه لنگر انداخته بود و نيز شخصى كه از زيارت اورشليم بازگشته بود خبرهايى آورد . از اظهارات اينها همه چنين بر ميآمد كه تيمور هنوز در نظر دارد كه به سوريه حملهور شود و سلطان قاهره * را زير فرمان آورد و بنزد وى سفرايى فرستاده است . بنابر قول آنان اين سفرا به سلطان قاهره پيغام تيمور را رساندهاند كه بايد سكه و خطبه بنام او كند و خراج گزار او شود . در صورتى كه سلطان به قبول اين امر حاضر نباشد چون فصل گرما و تابستان بپايان رسد و كم آبى رفع شود و باران باريدن آغاز كند ( كه بتوان از چراگاهها بهره برد ) تيمور كه هيچ دلخوشى از آن سلطان ندارد ، بسوى سوريه سرازير مىشود ( و مصر را ميگشايد ) . چنان كه گفتهاند اين پيامى بود كه سفراى تيمور به حاكم اورشليم رساندند تا او به سلطان مصر ابلاغ كند . اما همهء اين اخبار از شايعات و امور افواهى بود پس نتوانستيم به آنها اعتماد كنيم . در ضمن اينكه منتظر كسب اطلاعات نشسته بوديم چهار كشتى بادى متعلق به ناوگان ژن كه به سوريه رفته بودند و نيز دو كشتى ديگر آمدند و خبر جنگ را آوردند . اينان خبر آوردند كه پهلوانان فرقهء سن ژان مستقيما با كشتى به كنار قلعهاى در سوريه رفتند كه در ساحل « كاندلى » « 1 » واقع بود و آن را محاصره كردند و دوازده روز محاصره دوام داشت . اما فرماندهء آن دژ بر سپاه پهلوانان زد و پانزده رأس اسب جنگى آنانرا بغنيمت گرفت و گروهى از پهلوانان و سواران فرانسوى و ژنى را كشت . با اين عدم كاميابى ناوگان مزبور رو به دريا نهاده و به بندر « طرابلس » « 2 » در سوريه حمله كرد . مردم شهر
--> ( 1 ) - Kandeli ( 2 ) - Tripoli